در این کتاب که توسط انتشارات معارف به چاپ رسیده است در خصوص علل پیدایش دین به طور کامل بحث شده و نظریات مختلف دستهبندی شدهاند. بحث منشأ دین از مباحث مهم فلسفه دین بوده و با زمینههای مختلفی مانند روانشناسی دین، مردم شناسی و تاریخ ادیان ارتباط دارد. در کتاب منشا دین دو معنای عمده برای این موضوع ارائه شده است:
1- منشأ پیدایش دین: هر دینی مجموعهای از باورها، نمادها و اسطورهها را شامل میشود که منشأ دین به چگونگی پیدایش این مجموعههای گوناگون یا ادیان مختلف پرداخته است. نگارنده در این زمینه معتقد است که برخی ادیان به عنوان دین اساسی انتخاب شدهاند و مابقی حالتهای پیچیده و تکامل یافته از آن هستند. برای مثال در ادیان بودایی این تکاملگرایی بسیار به چشم میخورد.
2- منشأ دینداری: در زمینه منشأ دینداری نیز این موضوع مطرح شده است که چه چیزی باعث دین باوری مردم گردیده است.
در کتاب درآمدی بر منشأ دین، با طرح این سوال اساسی، نگارنده به ارائه ادله جهت پاسخ به آن پرداخته است که آیا منشأ پیدایش دین غیر از منشا دینداری است یا خیر؟ گاهی گفته میشود که این دو بحث ارتباطی با همدیگر ندارند زیرا در منشأ پیدایش دین سخن از وجود خارجی دین است و در منشأ دینداری سخن بر سر علت دینداری است. لازم به توضیح است در این زمینه نظریات مختلف غیر از نظریات خداگرایانه مانند نظریات الحادی دین نیز بررسی شده است.
در ادامه نگارنده به بحث و بررسی تاریخچه منشأ دین پرداخته است. به طور خلاصه منشأ دین به معنای جستجو در علل و عوامل روانی و یا اجتماعی پیدایش دین با صرف نظر از وجود خدا بوده و در حقیقت محصول مدرنیته و عصر جدید است. در این راستا اینطور مطرح میگردد که دین در عصر جدید معضلی برای علوم اسلامی شده است زیرا از منظر تاریخی دانشمندان علوم طبیعی را در علوم انسانی نیز به کار بردهاند.
با توجه به اینکه مهمترین پیامد ظهور علم نوین به وجود خدا مربوط میشود، منشأ دین نیز حداقل از دو منظر قابل بررسی است:
1- رونق علم نوین و بروز کشفیات علمی هیچ تاثیری بر وجود مسئله خدا نداشته است برای مثال در قرون هفدهم وهجدهم شکاکترین عصر دنیای نوین فرا رسیده بود که در آن نیمی از اسقفهای اعظم ملحد بودند. با این وجود در این عصر هیوم، گیبون و ولتر پرورش یافتند که با وجود ایمان به خدا در دین نیز شک داشتند.
2- ظهور شکاکیت به دنبال علم نوین رابطه منطقی با علوم نوین نداشت و این علوم به هیچ وجه با اعتقادات دینی به مبارزه برنخواستهاند. علتهای روانی عمیقی در پیدایش شکاکیت دخیل بودند. در این راستا میان روانشناسان و جامعهشناسان و مردمشناسان «بررسی علمی دین» توسعه یافت. علم همانطوری که میتواند وجود خدا را رد کند نمیتواند وجود خدا را هم اثبات کند؛ لذا تأملات فلسفی هم برای دانشمندان جذابیت نداشت و تلاش داشتند با توسل به عوامل اجتماعی یا روانی صرف دین را تبیین کنند و از این طریق به نتایج کلی نیز دست یافتند. بحث منشأ دین در حقیقت فرآورده بررسی علمی دین میان آنان بوده است. در این زمینه مثالهای متعددی از بررسی علمی دین در این کتاب بیان شده است. برای نمونه روانشناسان با کارکردهای مختلف روانی دین سروکار دارند و یا جامعهشناسان به رابطه نهادها و تغییرات گوناگون اجتماعی با دین میاندیشید. لذا هر دانشمند از دیدگاه خود به بررسی دین و تحلیل پدیده آن میپردازد. نگارنده کتاب با جمعبندی این موارد به تشریح دو نکته مهم پرداخته است:
1- با توجه به اینکه هیچ علمی نمیتواند با وجود خدا به معارضه برخیزد دانشمندان پس از پرداختن به بحث ارتباط وجود خدا با نظریاتشان از قلمرو رشته خود خارج میشوند. همچنین در تحقیقات خود پیشفرضهای فلسفی را وارد ساخته و به رد عناصر اصلی دین میرسند. با توجه به اینکه این پیشفرضها فلسفی بوده و نیاز به اثبات فلسفی دارد، از پیش فرض اولیه خود فاصله میگیرند.
2- هر دانشمند در هر رشتهای برای توصیف پدیدهها به قلمرو علمی خود رجوع میکند و هیچگاه دیدگاه مختلفی در زمینههای بررسی منشا دین ارائه نمیگردد. بنابراین، از دیدگاه نگارنده کتاب هیچ روش علمی نمیتواند از مرحله توصیف به نظریهای درباره منشا دین راه یابد.
از دیگر نکات مهم این کتاب دستهبندی نظریات مختلف درباره منشأ دین است. به طور کلی دو نظریه در این زمینه میان محققان وجود دارد: نظریات الحادی و نظریات خداگرایانه. دسته اول شامل نظریاتی است که دین را صرفاً بر اساس امور روانشناختی و یا جامعه شناختی تبیین میکنند و برای دین منشأیی فوق طبیعی قائل نیستند. همچنین مطابق نظریات روانشناختی منشأ دین به درون افراد برگشته که خود شامل سرکوب شدن غرایز و یا ترس از طبیعت است. لازم به ذکر است که نظریات روانشناختی به نوبه خود به دو دسته نظریات عاطفه گرایانه (که دین را در جنبه ماهیت بشری دنبال کرده) و نظریات عقلگرایانه (که دین را محصول شناخت بیشتر بشر به محیط پیرامونی خود دانسته) تقسیم میشوند. اما بر اساس نظریات جامعهشناختی دین سرچشمه اجتماعی داشته و به گروه و جامعه تعلق دارد. به طور کلی نظریات الحادی دو ویژگی مهم تکامل گرایی ادیان و عدم توجه به خداوند به عنوان منشأ آفرینش دارند. در مقابل این رویکرد، نظریات خداگرایانه نیز رواج داشته است که منشأ دین را خداوند دانسته و در این دسته نظریات به تبیین علل دینداری بشر نیز پرداخته میشود. با توجه به اینکه بررسی کامل این نظریات بسیار مفصل و طاقت فرسا بوده، در این کتاب صرفاً مهمترین نظریات در هر زمینه انتخاب و به بحث و بررسی و مقایسه آن پرداخته شده است.
بنابراین در کتاب درآمدی بر منشأ دین پس از مقدمه و ارائه اجمالی از نظریات و دستهبندی آنها، مبتنی بر دو فصل ذیل است:
انتظار میرود مخاطبان و محققان و علاقهمندان به این حوزه، پس از مطالعه این کتاب یک دیدگاه کلی و مناسب از رویکردهای مختلف منشأ دین به دست آورند.