در این اثر که اخیرا توسط کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی و با همکاری قطب فلسفه دین منتشر شده نسبت انسانشناسیشناختی و دین بررسی شده است و باید آن را مقدمهای بر الهیات فرهنگی در اسلام و نیز مدخلی بر تفسیر فرهنگی قرآن دانست.
مهمترین بحث انسانشناسیشناختی (cognitive anthropology) بحث از مدلهایفرهنگی است. تعاریف متعددی از مدلهای فرهنگی وجود دارد. اما مدلها خصلت طرحوارهای دارند. در دین هم باید مدلهای فرهنگی به این معنا در کار باشد. از این رو، باید زمینههای مختلف علوم اسلامی مورد بازخوانی قرار گیرد و مدلهای فرهنگی کشف شود. نگارنده در ادامه تلاش کرده تا اقسام مدلهای فرهنگی در دین را کشف و مورد بررسی قرار دهد.
نگارنده در این کتاب دو نظریه را در ارتباط با مدلهایفرهنگی مطرح کرده است: یکی، نظریهبرنامههایمعنایی که بنا به آن، مدلهای فرهنگی برنامههای معنایی هستند. هر فرهنگی درون خود برنامهای معنایی را در بر دارد که در ذهن اعضای آن نصب میشود و در مواجهه با هر پدیدهای معنای آن را از نظر فرهنگ تعیین میکند. دو، نظریهنرمافزارسازیمدلهایفرهنگی که بنا به آن، فضای مجازی و ابزارهای دیجیتال به مثابة سختافزاری برای مدلهای فرهنگی خاص خود هستند و در مقابل هم مدلهای فرهنگی متناسب با آنها به مثابة نرمافزاری هستند که بر روی آنها اجرا میشوند. کاربران با قرار گرفتن در فضای مجازی و با استفاده از ابزارهای دیجیتال، این نرمافزارها را به اجرا در میآورند. اما همگام با اجرای این برنامهها فعالیتهای شناختی خاصی در مغز و ذهن آنها رخ میدهد. این برنامه برای آنها درونی میشود و در ذهن آنها به اجرا در میآید. از این طریق، این برنامه گسترش سختافزاری هم پیدا میکند و در مغز کاربران نصب میشود.
اثر نوآوریها و نظریات دیگری هم در بردارد. مانند: تفسیر مدلهایفرهنگی بر اساس اعتباریات، تفسیر وجودی فطرت، طرح روششناسی کشف مدلهای فرهنگی در دین و غیره.
این اثر در یازده فصل تهیه و تنظیم گردیده است که عناوین آنها به شرح ذیل است:
از جمله فصولی که در آن به بیان موضوعات مهم پرداخته شده است، فصلهای چهارم، پنجم و نهم است.
برای مثال در فصل چهارم برای معرفت فرهنگی دستکم پنج ویژگی بیان شده است: 1) پویایی: معرفت فرهنگی در اثر تغییرات اجتماعیـ سیاسی دچار تغییر و تحول میشود. 2) دوگانگی گزارهای و روندی: معرفت فرهنگی، همان طوری که در بحث نظریات فرهنگ گفتیم، هم معرفتهای گزارهای و هم معرفتهای روندی را در بر میگیرد. 3) عدم اشتراک کامل: ویژگی سوم معرفت فرهنگی این است که ممکن است شبکههای معرفت به طور کامل مشترک نباشند یا حتی درون یک گروه اجتماعی توزیع نشده باشد. 4) نقش فعال افراد: افراد در به دست آوردن و حفظ و تأیید معرفت مشترک جمعی نقش فعال دارند. این نوع معرفت غالباً با تجربههای زندگی روزمره پیوند نزدیک دارد. 5) دایرةالمعارفی بودن: معرفت فرهنگی سرشت دایرةالمعارفی دارد؛ یعنی به مثابه دانشنامهای است که اطلاعات گوناگون در مدخلهای مختلف تنظیم شدهاند.
همچنین در فصل پنجم نظریه اعتباریات و ارتباط آن با مدلهای فرهنگی بیان شده است. در این راستا، بر اساس نظریات نگارنده کتاب، اعتباریات فرهنگی بر دو قسم تقسیم هستند: ۱) اعتباریات فرهنگی کلی که فقط چارچوبهای کلیتر را تعیین میکنند. اما با جزئیات کار ندارند. ۲) اعتباریات فرهنگی جزئی: هر اجتماعی برای اعتباریات کلی، جزئیاتی را هم اعتبار میکند. در نتیجه با جمعبندی مطالب، شش ادعا در نظریه اعتباریات مطرح گردیده است: ۱) معرفتهای فرهنگی در واقع همان ادراکات اعتباری اجتماعی هستند. ۲) اعتباریات اجتماعی به مثابه چارچوب و طرحواره عمل میکنند. ۳) اعتباریات اجتماعی به جهان اجتماعی و زندگی بشر معنا میبخشند. به بیان دیگر نقش هرمنوتیکی دارند. ۴) اعتباریات اجتماعی شبکهای پیچیده را تشکیل میدهند. ۵) برنامههای معنایی فرهنگی در واقع از اعتباریات اجتماعی فراهم میآیند. ۶) این برنامهها الگوریتمی از اعتباریات اجتماعی و فرهنگی را در بردارند.
در ادامه با توسعه نظریه و مدلهای فرهنگی، مصادیق این نظریات به همراه سطوح فرهنگی آن در قرآن بیان شده است. دست کم سه تعریف از مفاهیم فرهنگی وجود دارد: 1) مفاهیم فرهنگی مفاهیمی هستند که در زندگی اجتماعی به کار میروند و ظرف تحقق آنها جامعه است. 2) مفاهیم فرهنگی مفاهیمی هستند که تحقق آنها پیامدهای اجتماعی دارد. 3) مفاهیم فرهنگی مفاهیمی هستند که طرحوارههای فرهنگی خاصی دارند. در این فصل همچنین میان سه سطح متفاوت از دین فرق گذاشته شده که رابطه طولی با هم دارند: 1) دین اعتقادی: گاهی دین به عنوان مجموعهای از اعتقادات و باورها در نظر گرفته میشود که پیامدهای رفتاری خاصی هم دارد. معمولاً در مباحث کلامی دین بدین معنا به کار میرود. 2) دین طرحوارهای: در این سطح، دین به عنوان مجموعهای منسجم و به همپیوسته از مدلهای فرهنگی است. 3) دین فرهنگی: دین به عنوان مجموعهای از عناصر که یک فرهنگ را تشکیل میدهند. در این فصل اصطلاحِ «گزارههای انسانشناختی» به گزارههایی اطلاق شده است که به نحوی به انسان پسین (انسانی که درون فرهنگ زندگی میکند) بر میگردند. با توجه به آیات قرآن سه سطح را میتوانیم از هم جدا کنیم: 1) اعضای متعلق به یک فرهنگ: این قبیل گزارهها از نظر منطقی به صورت قضیه خارجیه هستند. یعنی حکمی را نسبت به افراد یک فرهنگ اظهار میدارند. از این رو، آنها «گزارههای اعضایی» نامیده شدهاند. 2) فرهنگ: این گزارهها اجزای فرهنگ را بیان میکنند. از این رو، آنها «گزارههای فرهنگی» نامیده شدهاند. 3) مدلهای فرهنگی: این دسته به تبیین مدلهای فرهنگی میپردازند. از این رو، آنها «گزارههای مدلی یا طرحوارهای» نامیده شدهاند. سپس نگارنده، مدلهای قرآن را به چهار دسته تقسیم کرده است: ۱) مدلهای ناظر به جهان پیرامون: این نوع مدلها «مدلهای مادی» نامیده شدهاند. ۲) مدلهای ناظر به جهان اجتماعی: این مدلها «مدلهای اجتماعی» نامیده شده است. ۳) مدلهای ناظر به جهان شخصی: این نوع مدلها «مدلهای شخصی» نامیده شده است. ۴) مدلهای ناظر به جهان معنوی: این نوع مدلها نیز «مدلهای معنوی» نامیده شده است.
2 پاسخ
چرا کتابها تو بازار نیستن؟!جلسات نقد و بررسی برای کتابهایی مثل الهیات سایبر یا دین و مدلهای فرهنگی برگزار میشه، در حالی که اصلا کتابها قابل دسترسی نیستن! بعضی از کتابهای قدیمی تر دکتر قائمی نیا هم که متاسفانه تجدید چاپ نشدن و اونا هم پیدا نمیشن.
درست میفرمایید. در حال پیگیری تجدید چاپ هستیم